امید رفت، آرزو ماند
شادی رفت، اندوه ماند
صداقت رفت، دروغ ماند
زیبایی رفت، زشتی ماند
خوبی رفت، بدی ماند
و چه تناقضی دارد این رفنتنها و ماندنها.
ما را در میان این تاریکیها تنها مگذار که تو بالاترین روشناییهایی.
ای آنکه همیشه میمانی.
+ نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 2:28  توسط رضا
|
تا امروز نمی دونستم که اگر یک خانمی بخواد مهریش رو به اجرا بگذاره، میتونه تمامی اموال مرد رو که با سند به نامش هست رو بدون درخواست تجدیدنظر مرد مصادره کنه.
حالا اگر مهریه بالا باشه به راحتی زن میتونه مرد رو از هستی ساقط کنه. بنده خدا اون مردی که قسطی رفته ماشین، خونه و امثال اینها رو خریده باید همه رو ببخشه به خانم. انگار که مرد هیچ نقشی توی زندگی نداشته و خانم همه کارها رو کرده.
قبول دارم که زن ها حق طلاق ندارند و تنها از طریق اهرم مهریه یک زن مظلوم می تونه از مرد ظالم طلاقش رو بگیره. ولی مردهای مظلوم و ساده زیادی هم هستند که زندگیشون با همین قانون تباه میشه.
قانون باید طوری باشه که به هر دو قشر کمک کنه. این قانون نباید دو رو باشه. به ظاهر با نام مهر و عشق و در باطن مقاصد دیگری داشته باشه.
توی کشورهای غربی مرسوم هست که زن و مرد دارایی هاشون رو بعد طلاق نصف می کنند. این قانون خیلی عادلانه و خوب است. ولی ما که ادعای مسلمانی داریم و میگوییم که برای همه چیز راه حل داریم .... چی بگم.
+ نوشته شده در شنبه 17 اسفند1387ساعت 20:44  توسط رضا
|
خام بدم، ناپز بودم، نپختم.
ولی نمیدونم چرا سوختم.
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 18:17  توسط رضا
|
استاد: من نمی فهمم مشکل شما چیه؟
دانشجو: مشکل من همینه که شما نمی فهمید!
من(البته توی ذهنم):
. دانشجو هم دانشجوهای قدیم.
+ نوشته شده در سه شنبه 12 آذر1387ساعت 1:6  توسط رضا
|
یک پست می خواستم برم یادم رفت!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 23:52  توسط رضا
|
چرا هر وقت حرفی میزنی که بویی از خودخواهی نداره همه خیال میکنند، شعار میدی؟
بابا این همه آدمهای خوب که اومدن و رفتن هدفشون فقط خودشون نبود. چرا نمی شه این حرفها رو دوباره شنید؟
انگار از بس شعار دادیم باورمون شده که زندگی سرتاسرش فقط شعار هست. دیگه شعار نمیدیم که بعدا عمل کنیم و زنگی کنیم. حالا فقط زندگی میکنیم که شعار بدیم.
احتمالا نعوذبالله خدا رو هم با وزیر شعار نماز جمعه اشتباه گرفتیم!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 16:27  توسط رضا
|
چه موقع می گیم این کار منطقیه؟ آیا همیشه اصول منطقی بودن ثابت است؟ شاید در نظر اول بگیم نه. ممکنه یک چیز بسته به شرایط امروز از دید عامه منطقی نباشه ولی چند سال بعد باشه یا بر عکس. مثلا ۲۰۰ سال پیش شاید منطقی نبود که برای ایمن شدن در برابر یک بیماری ویروس ضعیف شده اون را وارد بدن کنند ولی الان با پیشرفت پزشکی منطقیه.
ولی در هر صورت در هر دوره ای یک چیز منطقیه اونم اینه که هر چیز که با دانش ما در اون لحظه مخالفت نکنه منطقیه و هر چیزی که مخالف دانش ما باشه غیر منطقیه. حالا با این وضعیت یک سوال پیش می یاد اونم اینه که با این منطق چه جوری می شه پیشرفت علم رو مدل کرد. آیا پیشرفت یک شاخه از علم رو می شه بدون توجه به زمان اون بررسی کرد؟ چه جوری ما در یک لحظه قبول می کنیم که چیزهایی که قبلا بلد بودیم و فکر می کردیم درسته الان از بیخ غلطه؟ آیا فقط وقتی که نفع زیادی می بریم این رو قبول می کنیم؟ ....
آیا یک نرم افزار می تونه عذاب وجدان داشته باشه؟ ....
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 1:26  توسط رضا
|